شلیک موشک‌های ایرانی به قلب ترامپ!

آنچه از مواضع ایران به آسمان برخاست، فقط چند موشک بالستیک نبود؛ ضربه‌ای بود به روایت‌هایی که از نابودی صنعت موشکی ایران، پیروزی کامل آمریکا و تسلیم قریب‌الوقوع تهران سخن می‌گفتند. اکنون پرسش این است که چه کسی واقعا در این جنگ به بن‌بست رسیده است؟

به گزارش تحریریه، لائو وو (老武)، تحلیل‌گر و مفسر مستقل چینی در حوزه بین‌الملل و فناوری‌های نظامی، در یادداشتی فشار حداکثری آمریکا و پیامدهای آن را بررسی کرده است.

نیمه‌شب ۲۰ مهر، ده‌ها سایت موشکی در ایران به طور همزمان روشن شدند و سی موشک بالستیک، با نوارهای نور خیره‌کننده، آسمان شب خاورمیانه را شکافتند.

موشک‌های سرآمدی مانند عماد و قدر همگی وارد میدان شدند. حتی جدید سیستم‌های نفوذ مافوق صوت نیز حضور چشمگیری داشتند. این سامانه‌ها در کنار پهپادهای شناسایی/تهاجمی و جنگنده‌های اصلی، یک رزمایش واقعی نفوذ اشباع‌شده را در چند موج و در طول شبانه‌روز به اجرا گذاشتند.

این باران موشکی غافلگیرکننده، نه بر سر اهداف فرضی، بلکه بر سر یاوه‌گویی‌هایی فرود آمد که کاخ سفید ماه‌ها به آن‌ها می‌بالید. قبل‌تر، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، با اطمینان ادعا کرده بود که حملات هوایی ائتلاف، «خطوط تولید موشک و سپر دفاعی ایران را به‌طور کامل نابود کرده است». ترامپ هم آشکارا لاف زده بود که توان نظامی ایران «به‌طور کامل از بین رفته است».

اما اگر صنایع نظامی ایران واقعا فلج شده و انبارهای مهماتش ته کشیده، تهران چگونه جرأت می‌کند در شرایط جنگی، ده‌ها موشک سنگین و گران‌قیمت را خرج یک رزمایش کند؟

جواب را باید در خود واقعیت پیدا کرد: این رزمایش، سخت‌ترین و کوبنده‌ترین پاسخ ایران به افسانه تبلیغاتی آمریکا درباره نابودی صنایع موشکی ایران بود؛ پاسخی که دستاوردهای ادعایی کارزار فشار حداکثری را هم با خودش منفجر کرد. اما چیزی که این «موشک حقیقت» برملا کرده، فراتر از کنار زدن چند گزارش جنگی است.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

📌گزارش‌های اغراق‌آمیز از میدان نبرد؛ پیروزی‌ای که با شلیک یک موشک واقعی زیر سؤال می‌رود

در بیش از شش ماه گذشته، گزارش‌های منتشرشده در فضای رسانه‌ای غرب انگار یک‌سره از پیروزی‌های بی‌پایان خبر می‌دادند: امروز کارخانه موشک‌سازی را زده‌اند، فردا انبار مهمات را نابود کرده‌اند و پس‌فردا خط تولید پهپاد را از میان برده‌اند. انگار که بمب‌های ائتلاف آمریکا و اسرائیل چشم دارند و می‌توانند با دقت، تمام صنایع نظامی ایران را از روی زمین محو کنند

اما واقعیت از تبلیغات گویاتر است. بلومبرگ به نقل از ارزیابی‌های داخلی مقام‌های ارشد غربی گزارش داده که پس از ماه‌ها بمباران سنگین، حال تأسیسات کلیدی تولید موشک و پهپاد ایران از آنچه پنتاگون پیش‌بینی می‌کرد خیلی بهتر است! خطوط تولیدی که ده‌ها متر زیر زمین قرار دارند، اساساً آسیب جدی ندیده‌اند و توان ایران برای جایگزین کردن تجهیزات و مهمات مصرف‌شده، بسیار فراتر از انتظار ارتش آمریکا بوده است.

حتی برخی مقام‌های غربی در گفت‌وگوهای غیرعلنی پذیرفته‌اند که مسیرهای تأمین فناوری از خارج برای ایران همچنان باز است و این کشور توان صنعتی لازم را دارد تا زرادخانه موشک‌های دوربرد خود را در میانه جنگ بازسازی کند.

داده‌ها خود گویای همه چیز هستند. سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل قبل از آغاز جنگ برآورد کرده بودند که ایران حدود ۲۵۰۰ موشک بالستیک در اختیار دارد. اما مدل آماری بلومبرگ نشان می‌دهد از زمان تشدید درگیری‌ها در فوریه تاکنون، ایران در جبهه‌های مختلف بیش از ۲۰۰۰ موشک بالستیک و بیش از ۴۰۰ پهپاد به کار گرفته است.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

بر اساس منطق گزارش‌های غربی، با چنین حجم سنگینی از مصرف مهمات، ایران باید مدت‌ها پیش تمام ذخایر خود را مصرف کرده و دست‌هایش خالی شده باشد. اما نتیجه محاسبه مشترک سازمان‌های اطلاعاتی غربی در ماه ژوئن، ضربه‌ای سخت به این روایت زد؛ ایران همچنان حدود ۷۵ درصد از ذخایر مهمات راهبردی پیش از جنگ خود را در اختیار دارد.

جنگ بیش از هفت ماه ادامه پیدا کرده، اما چطور تعداد موشک‌هایشان به‌جای کاهش، بیشتر شده‌اند؟ این جادو نیست؛ این انعطاف‌پذیری و توان هولناک صنایع نظامی زیرزمینی ایران است.

بد نیست یک پرسش ساده مطرح کنیم؛ اگر حملات هوایی واقعا آن‌طور که کاخ سفید می‌گوید «صنعت موشکی ایران را به‌طور کامل نابود کرده»، پس این ۳۰ موشک سنگین از آسمان پایین افتاده بودند؟

جریان بی‌وقفه تأمین مهمات و خطوط تولیدی که در اعماق زمین دفن شده‌اند، مدت‌هاست زرق و برق گزارش‌های جنگی غرب را گرفته‌اند. ادعای نابودی کامل توان نظامی ایران از همان اول کار چیزی جز یک نمایش رسانه‌ای برای رأی‌دهندگان داخلی نبوده است.

📌حساب‌وکتاب انتخاباتی؛ آمریکایی که جرأت ورود مستقیم به جنگ را ندارد، می‌خواهد از متحدش به‌عنوان سکوی پرش استفاده کند

دلیل اصرار آمریکا بر دست‌کاری گزارش‌های جنگی و بزرگ‌نمایی پیروزی کامل، در اصل چیزی جز یک نمایش سیاسی گره‌خورده به انتخابات میان‌دوره‌ای نیست. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر(۱۲ آبان)، هر لحظه نزدیک‌تر می‌شود؛ تورم داخلی همچنان بالاست و قیمت سوخت به مهم‌ترین دغدغه رأی‌دهندگان تبدیل شده است.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

مشاوران کاخ سفید بهتر از هر کسی می‌دانند که اگر ارتش آمریکا مستقیما وارد میدان شود و جنگی تمام‌عیار را به راه بیندازد، با توقف کامل فعالیت در تنگه هرمز، قیمت نفت در بازارهای جهانی اوج می‌گیرد و بهای بنزین در داخل آمریکا هم سر به فلک می‌کشد. در چنین شرایطی، شانس انتخاباتی ترامپ نابود می‌شود.

به همین دلیل، کاخ سفید یک نقشه خونسردانه طراحی کرده: خودش در خط دوم بایستد و اسرائیل را مجبور کند به‌تنهایی حمله‌ای پیش‌دستانه علیه ایران آغاز کند. هزینه‌های جنگ را اسرائیل بپردازد و سود تضعیف ایران نصیب آمریکا شود؛ هم از شوک افزایش قیمت نفت به انتخاباتش در امان بمانند و هم برگ برنده «موضع سخت‌گیرانه در برابر ایران» را به دست آورند... به معنی واقعی کلمه، یک تیر و دو نشان.

افشاگری‌های روزنامه عبری‌ معاریو در اسرائیل، جزئیات این معامله کثیف را کاملا تأیید کرد. مقام‌های ارشد ارتش آمریکا مستقیما به رئیس ستاد ارتش اسرائیل دستور داده بودند ظرف سه هفته حمله‌ای یک‌جانبه علیه ایران آغاز کند. بر اساس این طرح، ارتش آمریکا فقط پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی از پشت جبهه ارائه می‌داد و نخستین گلوله باید از سوی اسرائیل شلیک می‌شد.

اما تل‌آویو هم آن‌قدرها احمق نیست. مقام‌های ارشد ارتش اسرائیل همان‌جا با صراحت این پیشنهاد را رد کردند. کاملا برایشان روشن بود که اقدام یک‌جانبه اسرائیل، واکنش موشکی گسترده و اشباع ایران را در پی دارد؛ واکنشی که شبکه پدافند هوایی اسرائیل اساسا توان تحمل آن را دارا نیست.

مهم‌تر از آن، اسرائیل قرار است در ۲۷ اکتبر (۵ آبان) انتخابات برگزار کند. آغاز جنگ می‌تواند انتخابات را به احتمال زیاد به تعویق بیندازد یا حتی متوقف کند و نظام سیاسی این رژیم را با فروپاشی کامل روبه‌رو سازد.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

منافع ملی کشورهای دیگر را پله راه خود کردن و امنیت متحدان را وثیقه آرای انتخاباتی خود قرار دادن؛ آیا این همان «منطق ائتلافی» هژمونی آمریکاست؟ بد نیست از واشنگتن بپرسیم: ائتلافی که تمام هزینه جنگ را بر دوش متحدش می‌اندازد، اما تمام سود آن را برای خود نگه می‌دارد، اصلا چه نوع اتحادی است؟

وقتی اسرائیل حاضر نشد این مسئولیت را به دوش بگیرد و نقشه آمریکا برای ماهی‌گیری از آب گل‌آلود عملا شکست خورد، ترامپ بلافاصله ۱۸۰ درجه تغییر موضع داد. او ۱۶ مهر علنا عقب‌نشینی کرد و گفت: «آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای هرگز به ایران حمله نخواهد کرد.» ترامپ حتی برای آرام نشان دادن اوضاع، مدعی شد تماس‌ها میان ایران و آمریکا «ثمربخش» بوده است.

یک روز متحدش را به خط مقدم می‌فرستد تا قربانی شود و روز بعد ناگهان از صلح سخن می‌گوید؛ سرعت تغییر چهره او از ورق خوردن صفحات کتاب با باد هم بیشتر است!

📌گرفتار میان ماندن و رفتن؛ چه کسی درباره پایان آبرومندانه تصمیم می‌گیرد؟

واقعیت این است که عجله ترامپ برای تغییر موضع، فقط به این دلیل نبود که اسرائیل حاضر نشد نقش گوشت قربانی را بازی کند؛ دلیل مهم‌تر این بود که خود آمریکا هم دیگر توان ادامه این جنگ را از دست داده است. از آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه تاکنون، بیش از هفت ماه گذشته و هزینه‌های جنگ مدت‌هاست از برآوردهای واشنگتن فراتر رفته است.

گزارش بازرس‌کل وزارت دفاع آمریکا نشان می‌دهد هزینه ثبت‌شده عملیات خشم حماسی فقط از اواخر فوریه تا پایان ژوئن به ۳۳.۴ میلیارد دلار رسیده است؛ ۲۲.۳ میلیارد دلار از این مبلغ مستقیما صرف مصرف مهمات شده است.

اما ارزیابی‌های داخلی وزارت دفاع آمریکا حاکی از آن است که مجموع هزینه واقعی جنگ مدت‌هاست از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده. برخی نهادها نیز برآورد کرده‌اند که هزینه نهایی کل درگیری دست‌کم به یک تریلیون دلار خواهد رسید.

پول هنگفتی هزینه شده، اما نتیجه به‌شدت ناامیدکننده بوده است. کوپر، فرمانده سنتکام، خود اعتراف کرده که ادامه حملات هوایی با همین مقیاس، عملا دستاورد محدودی دارد و حتی پیشنهاد داده است این حملات متوقف شوند.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

اما ضربه مرگبارتر، بحران ذخایر مهمات است. ارتش آمریکا در جریان این درگیری حجم عظیمی از موشک‌های رهگیر پدافند هوایی پاتریوت را مصرف کرده و ذخایر این موشک‌ها به پایین‌تر از سطح هشدار رسیده است. دن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در گفت‌وگویی محرمانه به ترامپ هشدار داده که کمبود مهمات پدافندی، از هم‌اکنون توان حفاظت از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را تضعیف کرده است.

اما وضعیت نیروی انسانی حتی از فرسایش تجهیزات هم دشوارتر و شرم‌آورتر است. ایران در هزاران نوبت، پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه را با موشک و پهپاد هدف قرار داده؛ دست‌کم ۱۱ پایگاه مورد اصابت قرار گرفته و چندین مورد تلفات و مجروحیت نیز بر جای مانده است.

ناوهای هواپیمابر آمریکا که در آب‌های منطقه مستقرند، برای مدتی طولانی در وضعیت آماده‌باش عملیاتی و گشت‌زنی مداوم باقی مانده‌اند. ذخایر تدارکاتی روی ناوها تحت فشار قرار گرفته، فشار روانی نیروها به‌شدت افزایش یافته و حتی مواردی از رفتارهای افراطی و حوادث بحرانی در میان سربازان گزارش شده است.

جنگ به جایی رسیده که ترامپ دیگر حتی نمی‌تواند از افزایش حملات سخن بگوید. او حالا عبارت جدیدی را جایگزین کرده است: «باید کار را تمام کنیم.» او حتی با لحنی جدی مشغول بحث درباره این است که پایان جنگ باید «نرم و کم‌تنش» باشد یا «سخت و قاطع».

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

اما از کی تا حالا آغاز جنگ را مهاجم تعیین می‌کند و پایان آن را هم باید خود مهاجم رقم بزند؟ ایران مدت‌هاست پاسخ این پرسش را با عمل نشان داده است.

روز ۱۵ مهر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، مستقیما اعلام کرد مسیرهای غیرقانونی عبور از تنگه هرمز بسته شده‌اند و این وضعیت محاصره تا زمانی ادامه خواهد داشت که مطالبات قانونی ایران برآورده شود.

ایران همچنین هفت شرط مطرح کرده است: لغو تحریم‌ها، بازگرداندن دارایی‌های مسدودشده، پرداخت غرامت خسارت‌های جنگی و موارد دیگر. هر یک از این شروط، دقیقا نقطه‌ضعف آمریکا را هدف گرفته است.

فکر کردید هر وقت که بخواهید می‌توانید حمله کنید و بعد کنار بکشید؟ دنیا که انقدر بی‌حساب‌وکتاب نیست. آمریکا می‌خواهد جنگ را آبرومندانه به پایان برساند، اما ایران حاضر نیست در اجرای این سناریو با واشنگتن همراهی کند. حتی اگر ارتش آمریکا عقب‌نشینی کند، موشک‌های ایران همچنان باقی‌اند؛ انصارالله همچنان حضور دارد و محاصره تنگه هرمز نیز همچنان برقرار است.

این آمریکا بود که همراه با متحدانش جنگ را بدون اعلام قبلی آغاز کرد. حالا می‌خواهد به‌سادگی از میدان خارج شود و پشت سرش را هم نگاه نکند؛ اما ماجرا به این سادگی‌ها نیست. آنها نه توان ادامه جنگ را دارند و نه می‌توانند بدون از دست دادن آبرویشان عقب‌نشینی کنند. این، بحران واقعی آمریکا در خاورمیانه است.

شلیک موشک‌های ایرانی دوباره دروغ ترامپ را برملا کرد

📌خاورمیانه صفحه شطرنج هیچ‌کس نیست و فشار حداکثری سرانجام دامن طراحانش را می‌گیرد

می‌گویی صنعت موشکی ایران را نابود کرده‌ای؛ ایران برمی‌گردد و با شلیک چندین موشک در یک رزمایش واقعی، پاسخت را می‌دهد. می‌گویی می‌خواهی حریفت را وادار به تسلیم کنی؛ اما در پایان، خودت زیر بار هزینه‌های جنگ کم می‌آوری و برای تمام کردن آن عجله می‌کنی. می‌گویی شانه‌به‌شانه متحدت می‌جنگی؛ اما در عمل او را جلو می‌اندازی تا سپر بلایت شود.

ریشه همه این‌ها یک چیز است: واشنگتن هنوز در رؤیای هژمونی یک‌جانبه به سر می‌برد. خیال می‌کند در خاورمیانه هر کاری بخواهد می‌تواند بکند؛ می‌تواند با حملات هوایی کشوری را به زانو درآورد، با دروغ چشم جهان را بر واقعیت ببندد و با انداختن هزینه بحران بر دوش دیگران، سودش را برای خود بردارد.

اما واقعیت مدت‌هاست جوابشان را داده است. خاورمیانه صفحه شطرنج هیچ ابرقدرتی نیست و ایران هم مهره‌ای نیست که هر طور خواستند جابه‌جایش کنند. شما بمب‌های خود را دارید؛ ایران هم صنایع نظامی زیرزمینی‌اش را دارد که در برابر ضربه تاب می‌آورد.

شما برای استفاده از متحدانتان نقشه می‌کشید؛ طرف مقابل هم ابزارهای خود را برای پاسخ‌گویی دارد. می‌خواهید با فشار حداکثری او را به تسلیم وادارید، اما سرانجام خودتان را در بن‌بستی گرفتار می‌کنید که نه راه پیش دارد و نه راه پس.

بازدارندگی‌ای که بر دروغ بنا شده باشد، دیر یا زود با واقعیت فرو می‌ریزد. قمار سر سود بردن از زورگویی نیز سرانجام به زیان خود قمارباز تمام می‌شود.

رد آتش موشک‌های ایرانی یک حقیقت را روشن کرده است: در این جهان، حرف آخر مال کسی نیست که بلندتر فریاد می‌زند. پایان فشار حداکثری هم تسلیم طرف مقابل نیست؛ بلکه گرفتار شدن خود کسی است که آن را به راه انداخته.

پایان/

منبع: 【...锐武评:中东深夜导弹雨突袭!伊朗齐射30枚导弹,特朗普全歼谎言藏不】
https://m.toutiao.com/is/hc7ES4UAjck/

۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 36043

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =